دیدگاه بنی صدر نخستین رئیس جمهور ایران درباره همجنس گرایی

تاریخ نشر :


منبع: سایت انقلاب اسلامی
- جناب آقای بنی صدر میخواهم بدانم شناخت شما از طرز فکر نسل جوان ایرانی چقدر است؟ شما مرتب از دولت لائیک و جمهوری مردم صحبت میکنید. میخواهم دقیقا و با ذکر جزئیات بدانم در دولتی که شما آرزوی ان را دارید، حد لائیسیته و آزادی کدام است؟
1- آیا وضعیت سانسور در دولت مورد نظر شما اجازه چاپ ژوستین مارکی دوساد یا کتاب های دولامتری را می دهد؟
2- میخواهم بدانم آیا قانون منعی برای همجنسگرایی و یا ترویج آن ایجاد می کند؟
3- آیا مساله چند همسری و پرداخت مهریه باقی می مانند؟
4- آیا روزی را متصور هستید که صنعتی به نام پورنوگرافی از مجلات تا سینما در ایران مشغول به کار شود؟
پاسخ ها:
1 - مارکی آلفونس فرانسوا دوساد که سادیسم از نام او گرفته شده است، سکس ستا بود. هرگاه خشونت در روابط جنسی را روا بدانیم، به زورمداری بازگشته ایم. او به گمان خویش، می خواست سکس را از عشق و معنویت نیز رها کند. اما رابطه جنبش بریده از معنویت و عشق، سخت ویرانگر می شود. و دولامتری نیز یک پزشک ماتریالیست، بنا بر این مخالف دین و اخلاق بر مبنای دین بود. اما آیا کتابهائی از نوع کتابهای این دو، قابل انتشار هستند؟ هرگاه بنا بر الغای سانسورها، همراه با برقراری جریان آزاد اندیشه ها باشد، پاسخ آری است. چرا که اینگونه کارها امتیاز «ممنوع است» را از دست می دهند و به یمن جریان آزاد اندیشه ها و دانش ها نقد می شوند و بسا به جامعه جوان در قراردادن سکس در محل طبیعش، کمک می رسانند.
2 – یکبار دیگر خاطر نشان می کنم درآمیختن سکس با خشونت، بخشی از مجموعه روشهائی است که برای تخلیه کردن جوان از نیروی دگرگون ساز، بکار می روند. همجنس گرائی هرگاه – بنا بر ادعا- طبیعی و نه یک عارضه باشد، نیاز به ترویج ندارد. سکس در حد طبیعت، نیاز به ترویج ندارد. این «دیکتاتوری سکس» (به قول فوکو) است که نیازمند تبلیغ و ترویج است و می دانیم که استبداد فراگیری سرمایه داری تابخواهی آن را ترویج می کند.
رابطه جنسی در حدی که طبیعت مقرر می کند، یک حق است و قانون آن را ممنوع نمی کند. با این وجود ، قوانین موضوعه و نیز عرف و عادت، برای رابطه جنسی مقررات وضع می کنند. بسیاری از این ممنوعیت ها رابطه جنسی طبیعی را مشکل و التذاذ جنسی را ناقص و پی آمدهای بسیار، در اشکال آسیبهای اجتماعی، پدید می آورند. جوانان و میانسالان و نیز پیران می باید خود را از بند ممنوعیت ها رها سازند. قوانین وضعی نیز می باید در انطباق کامل با حقوق ذاتی انسان، تغییر کنند.
3 – چند همسری یک امر مستمر تاریخی است و در همه جامعه ها وجود دارد. شکل چند همسری از جامعه ای به جامعه دیگر فرق می کند. چنانکه در غرب، بنا بر تک همسری است اما، در همان حال، همسران رفیقه یا رفیق پیدا می کنند. در کتاب زن و زناشوئی توضیح داده ام چگونه و چرا، قرآن تک همسری را رهنمود داده است. می توان به تک همسری جنبه قانونی بخشید. اما نباید پنداشت که به صرف وضع قانون، چند همسری (قانونی و «آزاد») از میان می رود. نیاز به بسط فرهنگ استقلال و آزادی دارد. نیاز به آن دارد که دختر و پسر، بر وفق فضلهایی که دارند و برای ساختن یک زندگی، زناشوئی کنند. نیاز به آن دارد که سکس مدار زندگی فردی و اجتماعی نگردد، نیاز به آن دارد که ممنوعیت های جنسی، التذاذ جنسی را ناقص نگرداند. نیاز به آن دارد که عدالت اجتماعی، توزیع برابر امکانها را میسر کند، نیاز به آن دارد که قدرت تنظیم کننده روابط اجتماعی، بنا بر این، ازدواج در بالا رفتن از سلسله مراتب اجتماعی نقش نداشته باشد، نیاز به آن دارد که سکس تنطیم کننده رابطه ها و ایجاد و سلب کننده موقعیت ها نباشد، نیاز به آن دارد که هنر از بند قدرت رها شود و نقش خویش را در گشودن فضاهای جدید بر روی انسان، باز یابد. نیاز به آن دارد که... نیاز به آن دارد که دو همسر، الگوی زیست در رشد بر اصول استقلال و آزادی بگردند و به یمن وفای به عهد، زمان به زمان، اعتمادشان به یکدیگر بیشتر شود.
4 – پُرنوگرافی از دو کلمه یونانی اخذ شده است. در یونان قدیم، تصویر کردن فاحشه معنی می داد. باز از امرهای مستمر است که در همه جامعه ها، بوده است و هست. در غرب امروز، یک «صنعت» است. فرآورده اسطوره شدن سکس و ترجمان انحطاط انسان، بخصوص زن است. دارندگان دانش های اجتماعی خاطر نشان می کنند که مبنای پُرنوگرافی، شئی جنسی انگاری زن است. پرنوگرافی مخدری از مخدرها است که انسان را از فرآیند شئی شدنی که درآنست، غافل نگه می دارد. حتی در دوران «مکانیک» نیز، ناچیز کردن رابطه جنسی در یک رابطه مکانیکی، در رشته های مختلف علمی (روان پزشکی و روانکاوی و...) موضوع کار بود. و اینک، غرب در عصر «کوانتیک» است. در این عصر، ماده دیگر جرمی محض نیست، فضا و روح دارد. اینک سخن از «لاشئی» به میان است. انسان امروز، از نو، در حال بیرون آمدن از غفلت خویش و بازیافتن معنویت بی کران است.
آیا موافقم استبداد فراگیر سرمایه داری بر انسان سلطه قطعی بجوید و انسان های ایرانی و غیر ایرانی را در شئی و وسیله ناچیز کند؟ قطعا نه!. پس با تمامی روشهائی که سرمایه داری بکار می برد که بر حال و آینده مسلط شود و انسانها را شئی های «فرآورده های» خود بگرداند، از جمله، با پرنوگرافی، مخالفم. نسل امروز ایران، مسئولیتی عظیم بر دوش دارد، بر او نیست که به مخدرهائی بیاندیشد که از رهگذر روابط مسلط – زیر سلطه که عرصه ترکتازی سرمایه داری است، فراوان تولید می شوند و در همه جامعه، برای بی رمق گرداندن نسل جوان بکار می روند.
منبع: سایت انقلاب اسلامی

برچسب‌ها: سیاست و جامعه