احمد کسروی

از دانشنامه همجنس‌گرایان
پرش به: ناوبری، جستجو

سید احمد کسروی تبریزی (۱۲۶۹، ۲۰ اسفند ۱۳۲۴) تاریخ‌نویس، زبان‌شناس و پژوهش‌گر ایرانی بود.

مخالفت کسروی با اشاره به شاهد بازی در ادبیات

کسروی در کتاب فرهنگ چیست می گوید: [۱]

آیا خیام و حافظ با آن اندیشه های زهر آلود خراباتیگری، مولوی با آن گمراهی های صوفی گری، و سعدی با آن درهمگویی های زیانمند و با آن بی شرمی های باب پنجم گلستانش کسان نیک و بزرگ می بوده اند یا مردانی پست و بی ارج؟ اگر می گوئید کسان نیک و بزرگ بوده اند این خود نافهمی بزرگی از شماست. آری نافهمی بزرگی است که کسانی را با آن گمراهی ها و نادانی ها نیک و بزرگ شمارید آیا از نیکی و بزرگی کسی ست [یعنی خیام و حافظ] که جهان را هیچ و پوچ شمارد، و کوشش و کار را بیهوده داند و به مردم درس تنبلی و سستی دهد؟ آیا از نیکی و بزرگی [یعنی مولوی] که زندگانی را خوار گیرد و بیکاری و تنبلی و گوشه گیری و مفتخواری را نیک شمارد؟ آیا از نیکی و بزرگی کسی ست که هرچه شنیده [یعنی سعدی]، راست و کج، به رشته شعر کشد و برای تردامنی و بی ناموسی بابی در کتابش باز کند؟


کسروی در کتاب پیرامون خرد نقل می کند که زمانی به وزیر معارف وقت گفته بوده: [۲]

آن همه ستایش های گزافه آمیز از باده که حافظ کرده، آن همه پافشاری که به بیهوده بودن کوشش و تلاش نشان داده ... آن بی شرمی که در بچه بازی از خود می نماید از چه رو بوده؟


کسروی در کتاب پیرامون ادبیات چنین می گیود: [۳]

زشت ترین گفته های سعدی باب پنجم گلستان اوست ... «سعدی خط سبز دوست دارد/نه هر الف جوالدوزی» ... ببینید چه پستی ها در این یک داستان پدیدار است

ادعای کتاب سوزان کسروی به نقل از سایت kasravi.info و وبلاگ kasravi-ahmad.blogspot.com

سایت kasravi.info (منبع مورد ادعا: روزانه پرچم)

وبلاگ kasravi-ahmad.blogspot.com (منبع مورد ادعا: پرچم روزانه شماره 253 دوشنبه شانزدهم آذرماه 1321)


چه كتابهایی را می سوزانیم؟

چنانكه گفته ایم روز نخست دیماه برای كتابسوزانیست. در آنروز باید كتابهای ناپاك و زیانمند را به بخاری انداخته سوزانید. من میشنوم كسانی اینرا برای ما ایراد میگیرند و چنین میگویند : « او ! اینها كتاب می سوزانند! » میگویم : آری ما كتاب می سوزانیم. ولی كدام كتاب؟..

آن كتابی كه یك شاعرک بی ارجی با خدا بیفرهنگیهایی میكند : « در فابریك خدا بسته شود».

آن كتابی كه یك جوان بدنامی بآفرینش خرده میگیرد : « خلقت من از ازل یك وصله ناجور بود».

آن كتابی كه یك شاعرک یاوه گوی مفتخواری دستگاه باین بزرگی و آراستگی را نمی پسندد : «جهان و هرچه در او هست هیچ در هیچست».

آن كتابی كه یك مرد ناپاكدلی بدیگران درس ناپاكی میدهد : « در ایام جوانی چنانكه افتد و دانی با نوجوان پسری سری و سری داشتم .. »

آن كتابی كه عربیهای مغلوط میبافد و آنرا بخدای آفریدگار نسبت میدهد : « و كان من عند ربك منزولا».

آن كتابی كه یك پدر درمانده بیك پسر درمانده نامه مینویسد و با صد بیشرمی چنین عنوان میكند : « كتاب من الله العزیز الحكیم الی الله الحمید المجید».

آن كتابیكه بخدا دروغ بسته بمردم یاد میدهد در بیماری دعا بخوانند : « و من كان به صداع فلیقراء هذا الدعاء».

اینگونه كتابهای ناپاك و مانندهای اینهاست كه آتش میزنیم و نابود میگردانیم نافهم آن كسانیكه بما ایراد میگیرند.

...

سانسور اشعار همجنس گرایانه

در سال 1935 میلادی انجمن سخن از احمد کسروی برای بیان دیدگاه هایش دعوت کرد، با اینکه اکثر اعضا با او اختلاف نظر داشتند انجمن سخن به صورت کامل موافقت کرد که محدودیت هایی بر روی نشر اشعار جدید اعمال کند. از آن پس اشعار فقط می توانست در محدوده شش موضوع مشخص شده منتشر شود و غزل هایی که به عشق همجنس گرایانه اختصاص داشت دیگر نمی توانستند نوشته شوند. کسروی متن این سخن رانی در نشریه خودش "پیمان" چاپ کرد. او شاعران کلاسیک مانند خیام، رومی، سعدی و حافظ را محکوم کرد و در خواست کرد که نوشته هایشان از کتاب های درسی مدارس حذف شود. پس از انتشار این مقاله نخست وزیر (دوران نخست وزیری 1933-1935) محمدعلی فروغی دستور داد که خود نشریه کسروی سانسور شود چونکه فروغی شیفته سعدی بود. وزارت آموزش نسخه جدیدی از گلستان سعدی را چاپ کرده بود که فروغی مقدمه ای در بزرگداشت فهم سعدی از عشق بر آن نوشته بود. کسروی و فروغی دیداری با هم داشتند و کسروی از نخست وزیر خواست که بعضی اشعار همجنس گرایانه سعدی را از کتاب های درسی حذف کند. که ظاهرا فروغی با اکراه دستور داد تمام مدارس کشور از قسمت جنجال بر انگیز باب پنجم گلستان سعدی با نام "عشق و جوانی" در کتاب های درسی که بیشتر درباره عشق همجنس گرایانه بود عبور کنند. کسروی هنوز مخالف بود و می دانست که دانش آموزان مشتاق خواهند بود که بخشی که در کتاب های درسی از آن عبور شده را بخوانند. بعد ها کسروی از فروغی خواست که نشر اشعار همجنس گرایانه را در روزنامه ها ممنوع کند، این بار نخست وزیر توجهی به این درخواست نکرد، ولی جدال ادامه پیدا کرد. نخست وزیر بعدی (دوران نخست وزیری 1935-1939) محمود جم درخواست کسروی را پذیرفت.[۴]

منابع

  1. کتاب فرهنگ چیست صفحه 8-9 / مقاله همایون کاتوزیان، ایران نامه، سال بیستم شماره 1-2، بهار 1380 ویژه احمد کسروی
  2. کتاب پیرامون خرد / مقاله همایون کاتوزیان، ایران نامه، سال بیستم شماره 1-2، بهار 1380 ویژه احمد کسروی
  3. کتاب پیرامون ادبیات صفحه 54 -55 / مقاله همایون کاتوزیان، ایران نامه، سال بیستم شماره 1-2، بهار 1380 ویژه احمد کسروی
  4. Janet Afary (2009) Sexual Politics in Modern Iran - page 164